جامعه باز و دشمنان آن

از پله های متروی امام خمینی که پایین می رویم ، یک دستم در دست یاسر است که دارم با او خداحافظی می کنم و یک دستم به کیفم . گوشی زنگ می خورد . خداحافظی را تمام می کنم و جواب می دهم . محمد رضا خان عادلی یا همان  مشتری پر و پا قرص آب و آتش است که صدایش می لرزد. می پرسم چی شده رفیق ؟ می گوید : وبلاگت را دیده ای؟ می گویم : یکی دو ساعت پیش تو روزنامه چک کردم . چطور مگه ؟ می گوید : نمی شود برگردی یک نگاهی به آن بیندازی ؟ می گویم : چیزی شده ؟ چیز بدی نوشته اند ؟ می گوید : بله . خیلی عبارات زشتی نوشته اند . می گویم : چی ؟ می گوید : نمی توانم بگویم . خودت ببین و حذفش کن .می گویم : به آقا که چیزی نگفته اند ؟ می گوید : خواهش می کنم سریع به وبلاگت برس .

***

به اولین کافی نتی که سر راه می بینم وارد می شوم و وبلاگم را چک می کنم . بله . بسیار جملات زشتی را نوشته اند . حذفش می کنم در حالی که بسیار ناراحتم . ناراحتی من تنها به خاطر توهینهای وقیحانه و بیشرمانه فحاش مربوطه نیست بلکه افسوس من به خاطر تلاشی است که طی این سالها کرده ام تا نه زبان من ، حتی در انتقادات صریح و تند ، به بی ادبی و توهین کشیده شود و نه در پاسخ توهینهای معمولی و عرفی ! مخالفانم زمام ادب را از دست داده ام و مانند خودشان برخورد کرده ام ؛ ناراحت این هستم که فضای سالم و صمیمی بین من و مخاطبانم - حتی آنها که دیدگاههای این وبلاگ را قبول ندارند - فضای دوست داشتنیی بود که آنها در آن همه حرفها و انتقادات و اعتراضات خود را گفته و نوشته اند و من یا خوانندگان همفکرم هم پاسخهایمان را و استدلالهایمان را در نقد دیدگاه مقابل نوشته ایم و این تضارب فکری و نظری ، گاه مانند مطالب قبلی به بیش از ٨٠ کامنت هم کشید به طوری که کامنتدونی من به یک اطاق چت و تالار گفت و گوی سیاسی جدی تبدیل شد و برخی مخالفان حتی کار را به نقد رهبری هم کشیدند اما به فحاشی آشکار و بی ادبی وقیحانه دست نزدند و حالا من برای حفظ حرمت رهبران عزیز انقلاب چه امام خمینی که ما را از فضای تاریک و لجنزار شاهنشاهی به نورانیت امروز کشاند و چه آیت الله خامنه ای که اسوه مدیریت و فرهیختگی و کیاست است و نیز برای حفظ حرمت خانوادگی خودم مجبورم - بله ، متاسفانه مجبورم - که این بار برای همیشه ، بخش نظرات را منوط به تایید کنم تا این کس یا کسان محدود ، به  محیطهای دیگری  برای انتشار هواهای عفن و آلوده خود روی بیاورند و در حقیقت ، با این بازی ، آزادی و فضای باز گفت و گو محدود شده و چاره ای هم نیست .

یاد عنوان کتاب پوپر می افتم و به این فکر می کنم که راستی "دشمنان جامعه باز" فی الواقع چه کسانی هستند ؟ چه کسانی از طرح آزادانه دیدگاهها و انتقادات وحشت دارند ؟ و این طرح آزادانه دیدگاهها و پاسخهای مستدل چه کسانی را آزار می دهد ؟ شما چه فکر می کنید ؟  

/ 15 نظر / 77 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آینه

سبب دوري http://ayenedar.persianblog.ir/post/32

محمود

حاجی سلام همه جای دنیا آدم پست و بی ادب وجود داره مثل گذشته به نوشتن مطالب خوبت ادامه بده به امید دیدار

نادری

سلام ضمن اعلام انزجار از این اقدام زشت بنظر من یکی از دلایل فحاشی های انجام شده می تواند در انعکاس نظرات بر علیه سبز ها باشد که شما آن را پاک نمی کردی . حتی شما در روزنوشت هایتان به آنها توهین نیز میکردید

امتداد سرخ

سلام اصولا رویه ی آدم هایی از این دست که به جای نقد و مباحثه دست به فحاشی و مجادله می زنند چنین است در آنگاه که مردم به تفکر آنها رسیدند تفکرشان آزاد و صحیح است و شعور ملت شعور بالا و والا اما وای از زمانی که ملت به اونها نرسد و تفکرشون رو نا مانوس با آرمانهای امام و انقلاب بدونن اونوقته که یا تقلب شده (قبلا به عنوان اسم رمز اغتشاشات از این کلمه نام بردن ) یا به قول یکی از سران جریان موسوم به اصلاحات مردم ساده هستند و شعورشون نمیرسه همین ها هستند که از طرح آزادانه دیدگاه ها و پاسخ های مستدل بیزاری جسته و شعور سیاسی و اجتماعی خود را در یک فضای باز تا آنجا به عرصه ی ظهور و بروز می گذارند که باعث انزجار مردم فهیم ایران اسلامی از آنها شده و مقدمات یکسری محدودیت ها را برای آزاد اندیشان دین گرا فراهم می آورند

مسعود شجاعی طباطبایی

با سلام تقی جان در ماجرای هولوکاست با اسراییلی ها مستقیم رودر رو شدیم ابتدا سعی در تحریف داشتند ، ما را به نئو نازیست بودن و یهود ستیزی متهم کردند...، کاریکاتورهایی که در سایت ایران کارتون می گذاشتیم خود گویای این بود که این اتهامات بی اساس است، بعد سعی در تخریب گذاشتند، کاریکاتورهای شرم آوری را در سایت ها و رسانه هایشان منتشر کردند و گفتند کار ایرانیهاست ، هر آدم عاقلی کافی بود به سایت ما رجوع کند و ببیند که این طرح ها زاییده ذهن منحرف آنهاست. سپس ما را تهدید کردند، تهدید به مرگ!!،آدرس و ساعات کاری را برایشان اعلام کردیم که تلاششان بی نتیجه نماند اما دریغ... در نهایت شروع به فحاشی کردند ، در هر گوشه سایت کامنت های زشتی گذاشتند ، که ما را مجبور کردند تا همه بخش های سایت را با تایید نوشته ها آشکار شود ، اما یک حقیقت بزرگ برای ما آشکار شد و آن اینکه جامعه بازی که دنیای غرب و صهیونیست ها از آن دم می زنند فریبی بیش نیست ، و خوشحال شدیم که ضربات ما در برابر یک تهاجم سنگین علیه اسلام که با طرح های توهین آمیز علیه پیامبر آغاز شد، به نتیجه رسید و بی اعتباریشان را نمایان کرد . تقی جان بدان فحاشی انتهای ناکامی من

مسعود شجاعی طباطبایی

تقی جان بدان فحاشی انتهای ناکامی منطق است. پس روح و دلت را شفاف و ذلال با آرامشی از عنایت حق حفظ کن. و اما چند روایت در این باب: - امام صادق(ع) فرمود: «فحش دادن ظلم است و ظالم در آتش دوزخ قراردارد. » 2 - پيامبر(ص) - فرمود: «خداوند بهشت را حرام كرده بر هر دشنام دهنده بي آبروي بي حيائي كه از آنچه مي گويد و از آنچه به او گفته مي شود باكي ندارد و متأثر و ناراحت نمي شود. » 3 - و نيز فرمود: «هرگاه شخصي را ديديد كه نسبت به آنچه مي گويد يا درباره او گفته مي شود بي مبالات و بي تفاوت است پس همانا او شریک شيطان است. » 4 - و نيز فرمود: «فحش به مؤمن مانند نزديك شدن به مرگ است. » 5 - همچنين فرمود، فحش به مؤمن فسق، و جنگ با او كفر است. » یا علی[گل]

نوای قلم

لبیک یا خامنه ای پاسخ به ندای هل من ناصر حسین فاطمه است

دوست

آقای دژکام از شما تعجب میکنم که هنوز از این جماعت اوباش توقع ادب دارید

امیر

ارجمند گرامی شاید به لحاظ اعتقادات سیاسی با یکدیگر تفاوت های بسیار و اساسی داشته باشیم ولی همیشه سعی کرده ام با مخالفین نظری خود در کمال ادب و رعایت احترام و در چهارچوب قانون برخورد نمایم. مشکلی که برای شما پیش آمده یک معضل فرهنگی است. در مرقومه خئد ذکر فرموده بودید که روزنامه مشغول به فعالیت هستید. پس خواهش می کنم بر اساس رسالت روزنامه نگاری خود دست به قلم شوید و مبحث دگر پذیری و احترام متقابل را به صورت مداوم (روزانه) در جریده خود دنبال فرمایید. و من الله توفیق